تبليغاتX
.:. ناشناس .:.
+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sun 21 May 2006 و ساعت 1:12 PM |
این لینک و عمرا تو عمرتون باشین ... واقعا من که خوشم اومد...

لینک

*********************

 گاه كه به اطرافم مي انديشم به سادگي ولي سنگين درمي يابم كه چه اندازه گذشت و گذشتن سخت شده است !

چه خوب بود اگر همگي به اين توافق رسيده بوديم كه يا بگذر يا همان لحظه پاسخ بده هر چند خشونت بار .... و گهگاه به خود مي گويم كه « چه سخت است غريبانه گريستن ميان لبخندهاي دروغين .......»

كاشكي كلام مي توانست دايره فكر مرا كالبدشكافي كند .... چه ساده غريب شده ايم و چه ساده فاصله ها به تصاعد رسيده اند ....

مراقب باش پلها را يكي يكي شكستن كار ساده ايست .....

 

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sat 20 May 2006 و ساعت 11:32 PM |
+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sat 20 May 2006 و ساعت 3:22 PM |
"سلام
ايش شعر اونقدر پر احساسه كه هر وقت بخوني تازس
خونه قشنگي داري...
باي"

درسته دوست من... ممنون از ابراز احساس...

"khobi dada
khoshi
baba bi marefat manam ahang mikham:D:p"

خوبم مرسی... تو خوبی؟ بی معرفت معلومه کجایی؟ میلت رو گرفتم جواب می دم حالا...

"عالیه...! (: :D"

کار خودته منم موافقم که خوبه...

"شاید تنها گناهم, گناهه دیدن بود, که جاده ی حظور را از عطرش میکوبید ...........!!!!!! please look at both . & leave ur comment in both
www.sh12178ima.blogspot.com
www.sh12178ima.blogfa.com"

ممنون از شعر... شما که شاعرین دیگه چیزیه که ثابت شده

به هر دو بلاگ شما هم سر زدم و نظراتم و گفتم...

موفق باشید.

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Fri 19 May 2006 و ساعت 4:55 PM |

.........

من به مهماني دنيا رفتم:
من به دشت اندوه،
من به باغ عرفان،
من به ايوان چراغاني دانش رفتم.
رفتم از پله مذهب بالا.
تا ته كوچه شك ،
تا هواي خنك استغنا،
تا شب خيس محبت رفتم.
من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق.
رفتم، رفتم تا زن،
تا چراغ لذت،
تا سكوت خواهش،
تا صداي پر تنهايي

چيزهايي ديدم در روي زمين:
كودكي را ديدم، ماه را بو مي كرد.
قفسي بي در ديدم كه در آن، روشني پرپر مي زد.
نردباني كه از آن ، عشق مي رفت به بام ملكوت.
من زني را ديدم ، نور در هاون مي كوفت.
ظهر در سفره آنان نان بود ، سبزي بود، دوري شبنم بود، كاسه داغ محبت بود.
..........

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Mon 15 May 2006 و ساعت 6:23 AM |
سلام....

این ۲ تا ویدئوی واقعا قشنگ رو تقدیم می کنم به ۲ تا نفر که خیلی دوسشون دارم...

(برای فهمیدن زبان ویدئو باید کانال خود رو به زبان گیلکی تغییر بدید)

ویدئو 1

ویدئو 2

نحوه دانلود: روی لینک کلیک کرده و به یه صفحه جدید برده میشید... به مدت ۴۵ ثانیه صبر می کنید تا لینک فعل شه و بعد دانلود می کنید.

 "Weblo g bahal va jalebi dari
man ke nazar dadam hala ham montazere nazare shoma dar morede weblogam hastam
movafagh bashin
حتما به وبلاگ منم سر بزن مرسی"

با تشکر از شما دوست عزیز... انجام شد.

"looool...salam...khob man osolan ramzi comment mizaram ke afrade morede nazar faghat befahman...lol ;)"

تا اینجا که از همه ازمایش هات موفق بیرون اومدی... بقیش رو حالا ببینیم.

"عزیز منی چشمایی دوست داریم یه دونه ای ماه.طلا .با عشق با مرام هرچیبگم بازم کمه .اومدم که بگم همیشه به یادتم .جیکرتو بخورم با نون سنگک داغ .مواظب خودت باش یا حق"

خیلی ممنون از محبتت امید جان.

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sun 14 May 2006 و ساعت 3:30 PM |
آلبوم جدید آمو به نام یاد تو --> از البوم قبلیش بدتره به نظر من!

Yaade To -- دانلود

Dastaa Hame Baala -- دانلود

Naaze Negaat  --  دانلود

Aadat  --  دانلود

Barf  --  دانلود

Hasoodi  --  دانلود

Khaanoomi  --  دانلود

Montazer  --  دانلود

Maadar  --  دانلود

"منم!! ...--> اخه اینم اسم واسه خودت گزاشتی ؟ می گم خدایا این دیگه کیه؟!  فقط از سياه نارنجيت فهميدم كيه!"

"bytheway,esme on shere ham ine:)
تاوان
cia narengi
"  ---> دست شما TanQ ... معنیشو می دونم اما نوشتنش یادم رفته بود "

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sat 13 May 2006 و ساعت 11:23 AM |
یه آهنگ تقدیم به آجی کوچولوی خودم  .. مطمئنم که دوست داری......

دانلود : لینک مستقیم

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Fri 12 May 2006 و ساعت 1:15 AM |
+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Wed 10 May 2006 و ساعت 3:42 PM |

یه چند تا اهنگ بود که دوس دارم ... گفتم برای شما هم اپلود کنم بشنفین...

گرگ : دانلود -- لینک غیر مستقیم

 زیر آبی: دانلود : لینک غیر مستقیم

تئون: (نمی دونم چجوری می نویسن ) : دانلود : لینک غیر مستقیم

سرباز خونه : دانلود : غیر مستقیم

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Tue 9 May 2006 و ساعت 9:45 PM |

man hanoz rabte in axaro be topic postet nafahmidamaa"!!!!"

ای خدا  روی لینک قرمز باید کلیک می کردی تا متوجه می شدی...!

لینک رو اینجا می زارم که .... که ببینی .

http://www.25h00.com/2006/04/creative-art --> روی من کلیک کن..

oooooooo lalaa!!!
nice pic indeed
;)

 منظورم اون لینکی بود که با قرمز مشخص کردم...

همانطور كه گفته بوي وظيفه ام بود بيام بهت سر بزنم
راستي اگه ميشه آهنگ رو هم يه جاي ديگه آپ كن تا بتونم دانلود كنم اگه تو تاپيك پي سي هم گذاشتي ممنون ميشم
قربانت
royaye_talkh55

لطف کردی داداشی... اهنگ رو هم برات اپلود کردم. مراقب خودت باش. ممنون..

به خاطر همه چیز ممنون . . . انشالله هر جا که هستی موفق باشی .
 نمیدونم چرا بغض گلوم رو گرفته . . . من با اینکه شما رو ندیدم اما خیلی دلم برات تنگ میشه
جدایی سخته .
فراموش نشدنی . . .
خدانگهدار

اینقد که گلی نمی دونم چی بگم... ایشالا همیشه موفق باشی . هر مشکلی بود در خدمتتم.

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Tue 9 May 2006 و ساعت 10:35 AM |

I thought its a nice link... So wanted to share it with u,...

لینک

این اهنگ رو خیلی دوست دارم... لینکش:

http://www.megaupload.com/?d=N0C389IT

مهرداد جان رو چشام.. این هم یه جای دیگه برات اپلود کردم...

http://rapidshare.de/files/19970805/--__NashenaS__--.mp3.html

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sun 7 May 2006 و ساعت 12:51 PM |
 
 
بي گناهي كم گناهي نيست در ويران عشق
 
يوسف از دامان پاك خود به زندان مي رود
+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sat 6 May 2006 و ساعت 12:16 PM |
سایت: http://webgroups.us/be_a_boss/

بعد از هک: http://i3.tinypic.com/xautud.jpg

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Sat 6 May 2006 و ساعت 1:10 AM |
سایت: http://www.galeriademocratica.com/default.asp

بعد از هک ۱- http://i3.tinypic.com/x6fl8z.jpg

بعد از هک ۲- http://i3.tinypic.com/x6fls8.jpg

 

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Fri 5 May 2006 و ساعت 4:36 PM |
سایت: http://www.sahero.org/default.asp

بعد از هک: ۱- http://i2.tinypic.com/x6en8o.jpg

بعد از هک: ۲- http://i3.tinypic.com/x6enhx.jpg

 

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Fri 5 May 2006 و ساعت 4:3 PM |
شايد بسياري از ما هنگامي كه روز معلم فرا برسد، در كنار يادآوري ارزش‌هاي والاي اين شغل شريف، به انديشه تبريك اين روز به معلمان خود، دوستان معلم خود و يا فرزندانمان باشيم و يا شايد در انديشه هديه‌اي و شاخه گلي خوشبو براي اين جامعه‌سازان و فرهنگ‌سازان، اما شايد اندكي و تنها اندكي از ما در اين فكر باشيم كه معلمان ما سنگ صبور غم‌ها، نگراني‌ها، دردها و نداري‌هاي ما و فرزندان دانش‌آموز ما نيز هستند.

يكي از بينندگان «بازتاب» كه به نظر مي‌رسد، از معلمان دلسوز جامعه ماست، با ارسال تصوير نامه زير مي‌نويسد: «به مسئولان بگوييد، به حق امثال اين دانش‌آموز نيز بايد رسيد»، حقي كه بر گرده دولت و عهده ملت، سنگيني مي‌كند؛ حقي كه شايد همه مردم، ‌حتي كساني كه فرزندان خود را در مدارس آزاد و غيردولتي بر سر ميز شاگردي معلمان مي‌نشانند، در مناسبت‌هايي از سال ادا كنند و در جشن شكوفه‌ها و مانند آن، شادي‌هاي خود را با اين دسته از دانش‌آموزان صاحب حق و نيز با دولت! تقسيم كنند و دولت را در انجام بخشي از وظايف اصلي خود كه تأمين حداقل وسايل آرامش و راحت زندگي براي شهروندان است ياري كنند، اما بگوييد دولت‌هاي گذشته و حال و آينده، چگونه از سنگيني اداي اين حق، رهايي مي‌يابند؟

آيا براي كشوري مانند ايران هسته‌اي با اين همه منابع خدادادي و نيروي انساني پويا، خواسته زياد و بزرگي است؟ آيا نمي‌توان با اصلاح بنيادي نظام بوروكراتيك بيمار كشور، كه هر سياستمداري را با هر وابستگي و انديشه حزبي، براي دادن اين حق و حقوق، تنها پس از مدتي ناتوان و بيمار مي‌كند، فكري براي برخورداري همه ملت از حداقل وسايل آرامش و راحت زندگي كرد؟

به يقين، پاسخ اين پرسش‌ها، ‌در دنيا و آخرت، بر گرده و عهده همان‌هاست كه گفته شد و اميد كه شايد سنگيني آن را احساس كنند.
اگر چنين شود هديه‌اي ارزشمند از سوي مديران جامعه به معلمان عزيز كشور است...

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Fri 5 May 2006 و ساعت 12:20 PM |
این هم یه شعر در وصف ....
 
بر پرده های درهم اميال سركشم
نقش عجيب چهره يك ناشناس بود
نقشی ز چهره ئی كه چو می جستمش بشوق
پيوسته می رميد و بمن رخ نمی نمود
يكشب نگاه خسته مردی بروی من
لغزيد و سست گشت و همانجا خموش ماند
تا خواستم كه بگسلم اين رشته نگاه
قلبم تپيد و باز مرا سوی او كشاند
نوميد و خسته بودم از آن جستجوي خويش
با ناز خنده كردم و گفتم بيا، بيا
راهی دراز بود و شب عشرتی به پيش
ناليد عقل و گفت كجا می روی كجا
راهی دراز بود و دريغا ميان راه
آن مرد ناله كرد كه پايان ره كجاست
چون ديدگان خسته من خيره شد بر او
ديدم كه می شتابد و زنجيريش به پاست
زنجيريش بپاست، چرا ای خدای من
دستی بكشتزار دلم تخم درد ريخت
اشگی دويد و زمزمه كردم ميان اشگ
«زنجيرش بپاست كه نتوانمش گسيخت»
شب بود و آن نگاه پر از درد می زدود
از ديدگان خسته من نقش خواب را
لب بر لبش نهادم و ناليدم از غرور
«كای مرد ناشناس بنوش اين شراب را»
آری بنوش و هيچ مگو كاندر اين ميان
در دل ز شور عشق تو سوزنده آذريست
ره بسته در قفای من اما دريغ و درد
پای تو نيز بسته زنجير ديگريست
لغزيد گرد پيكر من بازوان او
آشفته شد بشانه او گيسوان من
شب تيره بود و در طلب بوسه می نشست
هر لحظه كام تشنه او بر لبان من
ناگه نگاه كردم و ديدم به پرده ها
آن نقش ناشناس دگر ناشناس نيست
افشردمش بسينه و گفتم بخود كه وای
دانستم ای خدای من آن ناشناس كيست
يك آشنا كه بسته زنجير ديگريست
+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Thu 4 May 2006 و ساعت 11:10 AM |
سلام دوستان عزيز
راستش من ديدم فصل امتحانات هست,گفتم شايد اينجا جاي خوبي باشه براي مطرح كردن سئوالات درسي...خوب شايد يكم عجيب باشه ولي ارزش امتحان داره...اگر هر كدوم از شما توانايي جواب دادن به سئوال رو داشت,لطفا اونو در قسمتcomment بذاره... ولي در كل من تمام تلاشمو براي جواب دادنشون مي كنم...با تضمين!

+ نوشته شده توسط ...ناشناس... در Wed 3 May 2006 و ساعت 4:50 AM |